۴ مطلب در خرداد ۱۳۸۷ ثبت شده است

بالاخره کدامیک حق اند؟

بسم الله الرحمن الرحیم
مسئولین سایت نوسازی
سلام علیکم
با دیدن نوسازی جدید حس نوشتن پیدا کردم و همه ی این مطالب را یکجا در قسمت «ارتباط با ما» سایتتان تایپ کردم.
عنوانش را «بالاخره کدام یک حق اند؟» میگذارم و صد البته نامه ای است به شما که اگر جوابش را برایم بفرستید... (همان چیزهایی که میگویند، مزید امتنان است ، ممنون میشوم یا...)
الحق که آخرالزمانه
یک وقتی راهنمایی بودم!
سر از چیزی در نمی آوردیم ، دنبال بازیمان بودیم ، فقط کیهان بچه ها و ضمیمه های کودک و نوجوان روزنامه ها برایم جالب و بیشتر هم داستانهایش خواندی بود.
بعد رفتم دبیرستان!
برای خودش دنیایی بود با آدمهای تازه ای. معلمها کلاسشان بالاتر بود ، آنموقع ها ترمی واحدی بود . به ما گفتند باید خودتان انتخاب واحد کنید. یاد گرفتیم چانه بزنیم با مشاور که این پیش نیاز را بیخیال شو بگذار ما امتحان دو و یک را با هم بدهیم .
اتفاقا بحث های سیاسی هم داغ بود ، سر در نمی آوردیم اما سر مذهبی بودن ، میگشتیم ببنیم چه کسی ریش دارد میگفتیم او درست میگوید.
آنموقعها ایران و کیهان دعوا داشتند ، ایران را میخریدم و کیهان ، کیهان مطلب میزد ایران جواب میداد ، ایران مطلب میزد کیهان جواب میداد.
در درس آزمایشگاه الکترونیک جلوی تابلو در در حال بستن قطعات سر آقای هاشمی بحثمان میشد ، همکلاسیمان میگفت ، دائی ام که در فلان اداره ساخت وسائل مخابراتی است ، گفته یک آقای کت و شلواری آمده گفته من این کارخانه را یکجا میخرم ، بعد گفته اند تو کی هستی؟ گفته من فلان هاشمی ، (پسر هاشمی رفسنجانی) هستم . ما میگفتیم نه ، دروغ است میخواهند آقای رفسنجانی را خراب کنند .
بعد زد و رفتیم حوزه علمیه ، اتفاقا آن روزها هم خیلی مشتاق اینطور مباحث بودیم  و هنوز آقای خاتمی رئیس جمهور بود ، اتفاقا آنروزها هم بحث در مورد آقای رفسنجانی پیش می آمد ، معاون آموزش حوزه مان که انصافا آدم خوبی هم بود ، میگفت : شما نمی دانید وقتی هاشمی میخواست برود سفر امام میداد برایش گوسفند سر ببرند تا سالم برگردد.
اتفاقا خودش هم برایمان هفته ای یک ساعت تاریخ سالهای ابتدائی انقلاب و روند سیاسی - نظامی جنگ را میگفت( و خوب هم میگفت)
یکی دو سال از طلبه بودنمان گذشت ، همینطوری روزنامه ها را دنبال میکردیم و سر مقاله ها را میخواندیم و اینترنت را زیر رو می کردیم که شنیدیم برادر چمران شده رئیس شورای شهر تهران . اتفاقا او ریشش هم زیاد بود و به طبع ما سازگار! گفتیم چقدر خوب ، شهید چمران به اون باحالی بود لابد برادرش هم مثل خودش است (انصافا ایشون هم آدم جالبی است)
بعد خبر شدیم شهردار جدیدی آمده که آدم جالبی است ، میگویند حرفهای جالبی میزند.
اتفاقا در تلوزیون و گمانم در برنامه نگاه یک ، آقای چمران آمده بود و چگونگی انتخاب شهردار توسط شورای شهر و مدت زمان و لیست بلندبالای افراد مورد نظر و... ! آخر سر انتخاب احمدی نژاد اشتیاقم را برای دنبال کردن اخبار مربوط به او بیشتر کرد .
چندین ماه قبل از انتخابات بود ، تایپیست   بخش خبری ساعت 23 و چهل و پنج دقیقه صدا و سیمای فارس بودم (به خاطر اینکه نخواهند خواهران را دیر وقت به خانه بفرستند ، به ما گفتند کسی را نمیشناسی؟ گفتم : خودم) اتفاقا تلکس اخبار محرمانه را هم نگاهی می انداختم ، خبرهای جالبی میدیدم ، از جمله این که جامعه فلان ، حزب فلان ، گروه فلان و ... در فارس و شیراز  از آقای هاشمی دعوت کرده اند برای ریاست جمهوری کاندید شود. اتفاقا آقای هاشمی هم هی قر می آمد ، که باید ببینم اگر آدم باحالی بیاید من دیگر نمی آیم . ما هم میگفتیم این آقای هاشمی چقدر باحال است.
زمزمه هایی هم از قصد قالیباف و احمدی نژاد برای کاندید شدن به گوشمان میرسید که قالیباف به مراتب جدی تر بود.
زمستان تمام شد ، بهار علاوه بر زیبایی اش فصل جدی تر شدن انتخابات ریاست جمهوری بود ، اردیبهشت ، یعنی ماه تولدم ، دیدم نمی توانم بی اهمیت بمانم ، آخر گروههایی را میدیدم از آقای هاشمی حمایت میکردند که فقط به فکر منافعشان هستند ، همین امر گمانهایی را در ذهنم نسبت به این آقا ایجاد میکرد. با چند نفر مشورت کردم و برای حضور پر رنگ تر در صحنه انتخابات ، به بهانه درس و بحث از کارم استعفا دادم (اتفاقا میگفتند اگر بمانی آینده خوبی خواهی داشت ، اینجا تلفن چی کارگردان شده ، تو هم ...).
تنور انتخابات داغ داغ بود . اصولگراها چندین گزینه داشتند و اصلاح طلبان هم.
یکی میگفت آقای احمدی نژاد به نفع آقای هاشمی کنار میکشد . یکی میگفت قالیباف در اجماع اصولگرایان مطرح است.
خلاصه ما هم از قالیباف و کارهایش در نیروی انتظامی و صندلی داغش در صدا و سیما و... خوشمان آمده بود گفتیم میرویم سراغ قالیباف ، سایتش را در سرچ پیدا کردیم و تلفنش را نوشتیم و زنگ زدیم ستاد انتخاباتی اش ، خیلی هم باکلاس بود.شماره مان را گرفتند و گفتند خبرت میکنیم . منتظر خبر شدن نماندیم و شروع کردیم تبلیغ برای قالیباف به صورت زبانی(همان لسانی خودمان) ، تا این که یک هفته ، (شاید هم کمی بیشتر از یک هفته) مانده به موعد رای دادن ، یک سی دی از احمدی نژاد گیرمان آمد. گمان کنم سخنرانی اش در اصفهان بود ، داخل سالن بزرگی در جمع دانشجویان.
حرفهایش مرا به وجد آورد. هر چه میگفت حرف من هم بود . درد من هم بود. مطمئن شده بودم آمده است ، و برای ماندنش جدی است . نفهمیدم کی خودم را رساندم به ستاد انتخاباتی اش ، همانجا که تازه راه افتاده بود. آقای منافی تصویر بردار و یکی از همکاران آن شیفت خبری هم آنجا بود. با شور و شعف خاصی ، حتی  امتحانات پایانی حوزه را کلا بیخیال شدیم و با نیت یک کار انقلابی افتادیم به تبلیغ احمدی نژاد.
آخرین شب تبلیغات بود که اجماع علمای شهر را مبنی بر این که به هاشمی رای بدهید دیدم . بدنم یخ کرد. روحم درد گرفت. گیج شدم! از بعض علمای شهر اصلا انتظار نداشتم. (البته بعدها فهمیدم به آنها گفته اند -میگفتند اطلاعات گفته- اگر به هاشمی رای ندهید معین رای می آورد و ...)
دور اول که احمدی نژاد رای آورد!
دور دوم باز هم تقابل بود ، برای ما یک تقابل بزرگ. رفتم سراغ علمای شهر ، چند تایی که سکوت کردند و گفتند ما آن حرف قبلیمان را برای دور اول زده ایم در مورد دور دوم سکوت کرده ایم .
اما آیت الله حدائق خیلی با نمک گفت: من میخواستم به دوتایشان رای بدهم ، دور اول به هاشمی رای دادم الآن به احمدی نژاد.
این تقابل ، ظاهر شدن بخشی از دسته بندی موجود در مذهبی ها را در پی داشت .
برایم مشخص شد که بابا همه ی آنهایی که ریش دارند هم درست نمیگویند!
باز هم جان کندیم تا سوم تیر شد و احمدی نژاد رای آورد.
تازه اول ماجرا بود ، تازه فهمیدم ریشوها(همان مذهبی های خودمان) خیلی بیشتر از این حرفها دسته بندی دارند .
بازتاب (تابناک کنونی) یک دسته ، طرفداران آقای هاشمی یک دسته ، طرفداران احمدی نژاد یک دسته ، طرفداران قالیباف یک دسته ، یک عده اصلاح طلب ریشو هم یک دسته (اصلاح طلب مذهبی هم داریم به خدا!).
اما اکنون درمانده ام از این جماعت که بالاخره کدام یک حق اند؟
تابناک درست می گوید یا رجا نیوز یا نوسازی یا فردا یا آفتاب ، بالاخره کدامش درست است؟

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یاد

بسم الله الرحمن الرحیم

نمیدونم کی(چه زمانی) بود؟

خبر رسید آقای طافحی فوت شده ، خیلی متاثر شدم . آخه اون موقع اصفهان بودم.
طافحی ! حجت الاسلام طافحی. یادش به خیر!خودش یه پا شهید بود، و روایتگر شهادت.  
خلاصه رفتم مسجد کمر زرین و بعد از نماز از آیت الله ناصری پرسیدم : یکی از کسانی که دوستش داشتیم فوت کرده ، چه کاری براش انجام بدیم خوبه ؟

ایشون فرمودن : نماز قضای یک روزشو بخون ، براش قرآن بخون (و اگر درست خاطرم مونده باشه فرمودن براش زیارت عاشورا هم بخون).

امروز نمیدونم توی نماز بود یا بعد از نماز یادم افتاد به شهدای خودمون ، گفتم پیشنهاد بدم هر کس ارتباطی در زمان حیات بر هر کدوم از شهداء داشته یا الان میخواد کاری انجام بده به سفارشهای فوق عمل کنه .

شب انفجار با شهید سید محمد جواد علوی ، با هم رفتیم توی حسینیه ، قبل از ورود به ساختمان اصلی آقای زارع مویدی و حسن ذوالفقاری مسئول و معاون واحد طلاب کانون رو دیدم ایستادم سلام و علیک کردن ؛ رو کردم به پسر عموم گفتم ، شما برو من بعد میام .
اون رفت !
و من منتظر این بعد هستم تا کی فرا رسد و به او بپیوندم ؟!

انشالله

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یه اس ام اس و جواباش

اس ام اس :

اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم؛ نمازمان قضاست!

جوابها :

طلبه سال ششم : خرمشهر آزاد شد .

سرباز وظیفه : قانون 12 نیوتن میگه : وقتی میری توالت منتظر جاذبه زمین نباش! زور بزن!!!

طلبه پایه ی نه : بله .

استاد حوزه : بله .

طلبه پایه هفت: کلاس اول که بودیم مینوشتیم آن مرد در باران آمد اما حالا میدونم که تا اون مرد نیاد بارون نمیاد , ادرکنا یا مهدی (عج) (انگلیسی تایپ شده بود)

دانشجو برق دانشگاه آزاد: میدونی ام تی ان ایران سل یعنی چی؟ ام:مردم تی:تلفن ان:ندیده (انگلیسی تایپ شده بود)

طلبه(مبلغ کاروانهای زیارتی و مداح): سلام معنی آن چیست این که همه میدانند .

دکتر ف(استاد حوزه و دانشگاه) : ببخشید شما؟(انگلیسی)

یه شماره ناشناس: مشکلی دارم زه دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند .(وسط جوابها اومده گفتم بزنمش اینجا –هوینجوری-)

علی الف(عضو گروه باصر): مگر الان وسط جلسه نیستید؟

بازاری (اقوام نزدیک): یعنی چی؟(انگلیسی)

طلبه پایه پنچ و شش(داره پرشی میخونه): عمریست که از حضور او جا ماندیم / در غربت سرد خویش تنها ماندیم / او منتظر است تا که ما برگردیم / مائیم که در غیبت کبری ماندیم.

دانشجو دانشگاه آزاد(رشتشو نمیدونم) : فاطمیه آمد و آن همدم و مونس کجاست ؟ شمع میپرسد زپروانه گل نرگس کجاست؟ در (... – یعنی اس ام اس نصفه اومد)

طلبه پایه پنج: ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم / محتاج عطا و کرم فاطمه ایم / عمریست که از دایر از بیگناه کشتید*(عین اس ام اس بود)

طلبه پایه چهار: بیا به زندگی نگاه کنیم به عشق به زیبایی به دریا به بهشت به جهنم به درک , اصلا به من چه ؟ به تو چه ؟ چیکار داری به این کارا ! (شکلک لبخند)! شما ؟

همون طلبه پایه شیش اولی : قال المعصوم : ما اهل بیت حجت خدا بر مردم هستیم و فاطمه (س) حجت خدا بر ما . شهادت حضرت زهرا(س) تسلیت .

شماره ناشناس: برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت .!

دانشجو کارشناسی ارشد ادبیات(از بستگان نزدیک) : 1- شهادت زهرای مرضیه بر شما تسلیت باد 2-پیامتون رو درست فرستادی؟ 3- عزیز خیلی التماس دعا دارم یه کاری دارم خیلی گره خورده . (انگلیسی)

معلم دبیرستان(پسر دائی) : ظهور امام زمان(عج) تجلی باطن همه ادیان الهی است "هانری کربن"

مهندس کامپیوتر(رهرو): چون آن آفتاب عالم تاب برآید نماز که سهل است همه عمران قضاست . پناه بر خدا .

طلبه پایه هشت : و آن مرد که اصبر الصابرین بود سر قبر همسرش ایستاد و گفت : قل صبری یا رسول الله ... .

دانشجوی حقوق(شاید هم حاج خانومشون جواب دادن): آنوقت میشویم عین مختار ثقفی! البته نماز پیش از وقت هم حکایت عجیبیست!

سرهنگ پاسدار الف : سلام اگر آفتاب زده باشد نیت قضا ، اگر در حال طلوع باشد به قصد رجا ، اگر یک رکعت هم قبل از طلوع باشد نیت ادا میکنیم . راستی نام شریفتان چیست

رئیس بسیج طلاب شیراز: جواب : بله قضاست.

مدیر داخلی حوزه علمیه امام سجاد (ع) اصفهان : در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.

طلبه پایه یک: سلام ، سید جون تو هم نصف شبی گیر دادیآ.

معاون اطلاعات و اخبار صدا و سیما: امام صادق(ع) شناخت حقیقت حضرت فاطمه (س) ادراک لیله القدر الهی است.

طلبه پایه یک: در دلت نور امید/ در سرت شور بهار/ هر دم از غم آزاد/ خانه ات گرم زمهر/ گره ایت از سر شوق/ خنده ات از ته دل/ هر غروبت دلشاد/روزگارت خوش باد.

طلبه پایه چهار: یا زهرا امام رضا علیه السلام : کانت لنا ام صالحه ، ماتت و هی علیهما ساخطه و لم یاتنا بعد موتها خبر انها رضیت عنهما! طرائف سید بن طاووس .

سردار سپاه -آقای الف : دعا کن هم اکنون بیدار باشیم که آمدن آفتاب نزدیک است. انشاء الله .

پسر خاله (راهنماییه): چون نامه اعمال مرا پیچیدند/ بردند و به میزان عمل سنجیدند / بیش از همه کس گناه ما بود ولی / مارا به محبت علی بخشیدند

طلبه پایه پنج: حضرت فامطمه زهرا (س) : من سه چیز از دنیا شما دوست دارم : تلاوت قرآن کریم ، نگاه به چهره رسول خدا (ص) انفاق در راه خدا. شهادت حضرت زهرا س تسلیت باد .

طلبه پایه سه : از وجد رقیفان بی وفا آغبت اینه فروش شهر کورها شدم.

دانشجوی الکترونیک (دانشگاه باهنر – میخواد طلبه بشه) : سلام آره قبولت دارم . ولی نفهمیدم منظورت چیه . (انگلیسی)

دانشجو (از بستگان) : تفسیر زهرا(س) در این دو حرف است قدر خمیده ، محراب کوتاه . التماس دعا

طلبه پایه شش: باید خطوط دلمان را کمتر اشغال کنیم شاید خدا پشت خط باشد .

طلبه پایه هشت: و با دمیدن آفتاب خفته ای بیدار نخواهد شد – یا ...

طلبه پایه یک(جانباز انفجار رهپوبان-12 روز در کما بود) : اگر از گناه ، مطهری ، رجائی هست که بهشتی شوی! اگر با هنر شهادت آشنائی، مفتح درهای بهشت خواهی شد.اگر باهمت ، تقوا پیشه کنی صیاد دلها میگردی . التماس دعا
موافقین ۰ مخالفین ۰

یه اس ام اس و جواباش

اس ام اس :

اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شویم؛ نمازمان قضاست!

 

جوابها :

 

طلبه سال ششم : خرمشهر آزاد شد .

 

سرباز وظیفه : قانون 12 نیوتن میگه : وقتی میری توالت منتظر جاذبه زمین نباش! زور بزن!!!

 

طلبه پایه ی نه : بله .

 

استاد حوزه : بله .

 

طلبه پایه هفت: کلاس اول که بودیم مینوشتیم آن مرد در باران آمد اما حالا میدونم که تا اون مرد نیاد بارون نمیاد , ادرکنا یا مهدی (عج) (انگلیسی تایپ شده بود)

 

دانشجو برق دانشگاه آزاد: میدونی ام تی ان ایران سل یعنی چی؟ ام:مردم  تی:تلفن  ان:ندیده (انگلیسی تایپ شده بود)

 

طلبه(مبلغ کاروانهای زیارتی و مداح): سلام معنی آن چیست این که همه میدانند .

 

دکتر ف(استاد حوزه و دانشگاه) : ببخشید شما؟(انگلیسی)

 

یه شماره ناشناس: مشکلی دارم زه دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند .(وسط جوابها اومده گفتم بزنمش اینجا –هوینجوری-)

 

علی الف(عضو گروه باصر): مگر الان وسط جلسه نیستید؟

 

بازاری (اقوام نزدیک): یعنی چی؟(انگلیسی)

 

طلبه پایه پنچ و شش(داره پرشی میخونه): عمریست که از حضور او جا ماندیم / در غربت سرد خویش تنها ماندیم / او منتظر است تا که ما برگردیم / مائیم که در غیبت کبری ماندیم.

 

دانشجو دانشگاه آزاد(رشتشو نمیدونم) : فاطمیه آمد و آن همدم و مونس کجاست ؟ شمع میپرسد زپروانه گل نرگس کجاست؟ در (... – یعنی اس ام اس نصفه اومد)

 

طلبه پایه پنج: ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم / محتاج عطا و کرم فاطمه ایم / عمریست که از دایر از بیگناه کشتید*(عین اس ام اس بود)

 

طلبه پایه چهار: بیا به زندگی نگاه کنیم به عشق به زیبایی به دریا به بهشت به جهنم به درک , اصلا به من چه ؟ به تو چه ؟ چیکار داری به این کارا ! (شکلک لبخند)! شما ؟

 

همون طلبه پایه شیش اولی : قال المعصوم : ما اهل بیت حجت خدا بر مردم هستیم و فاطمه (س) حجت خدا بر ما . شهادت حضرت زهرا(س) تسلیت .

 

شماره ناشناس: برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد چون بر این باورند که یا راهی خواهند یافت یا راهی خواهند ساخت .!

 

دانشجو کارشناسی ارشد ادبیات(از بستگان نزدیک) : 1- شهادت زهرای مرضیه بر شما تسلیت باد 2-پیامتون رو درست فرستادی؟ 3- عزیز خیلی التماس دعا دارم یه کاری دارم خیلی گره خورده . (انگلیسی)

 

معلم دبیرستان(پسر دائی) : ظهور امام زمان(عج) تجلی باطن همه ادیان الهی است "هانری کربن"

 

مهندس کامپیوتر(رهرو): چون آن آفتاب عالم تاب برآید نماز که سهل است همه عمران قضاست . پناه بر خدا .

 

طلبه پایه هشت : و آن مرد که اصبر الصابرین بود سر قبر همسرش ایستاد و گفت : قل صبری یا رسول الله ... .

 

دانشجوی حقوق(شاید هم حاج خانومشون جواب دادن): آنوقت میشویم عین مختار ثقفی! البته نماز پیش از وقت هم حکایت عجیبیست!

 

سرهنگ پاسدار الف : سلام اگر آفتاب زده باشد نیت قضا ، اگر در حال طلوع باشد به قصد رجا ، اگر یک رکعت هم قبل از طلوع باشد نیت ادا میکنیم . راستی نام شریفتان چیست

 

رئیس بسیج طلاب شیراز: جواب : بله قضاست.

 

مدیر داخلی حوزه علمیه امام سجاد (ع) اصفهان : در طوفان زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است.

 

طلبه پایه یک: سلام ، سید جون تو هم نصف شبی گیر دادیآ.

 

معاون اطلاعات و اخبار صدا و سیما: امام صادق(ع) شناخت حقیقت حضرت فاطمه (س) ادراک لیله القدر الهی است.

 

طلبه پایه یک: در دلت نور امید/ در سرت شور بهار/ هر دم از غم آزاد/ خانه ات گرم زمهر/ گره ایت از سر شوق/ خنده ات از ته دل/ هر غروبت دلشاد/روزگارت خوش باد.

 

طلبه پایه چهار: یا زهرا امام رضا علیه السلام : کانت لنا ام صالحه ، ماتت و هی علیهما ساخطه و لم یاتنا بعد موتها خبر انها رضیت عنهما! طرائف سید بن طاووس .

 

سردار سپاه -آقای الف : دعا کن هم اکنون بیدار باشیم که آمدن آفتاب نزدیک است. انشاء الله .

 

پسر خاله (راهنماییه): چون نامه اعمال مرا پیچیدند/ بردند و به میزان عمل سنجیدند / بیش از همه کس گناه ما بود ولی / مارا به محبت علی بخشیدند

 

طلبه پایه پنج: حضرت فامطمه زهرا (س) : من سه چیز از دنیا شما دوست دارم : تلاوت قرآن کریم ، نگاه به چهره رسول خدا (ص) انفاق در راه خدا. شهادت حضرت زهرا س تسلیت باد .

 

طلبه پایه سه : از وجد رقیفان بی وفا آغبت اینه فروش شهر کورها شدم.

 

دانشجوی الکترونیک (دانشگاه باهنر – میخواد طلبه بشه) : سلام آره قبولت دارم . ولی نفهمیدم منظورت چیه . (انگلیسی)

 

دانشجو (از بستگان) : تفسیر زهرا(س) در این دو حرف است قدر خمیده ، محراب کوتاه . التماس دعا

 

طلبه پایه شش: باید خطوط دلمان را کمتر اشغال کنیم شاید خدا پشت خط باشد .

 

طلبه پایه هشت: و با دمیدن آفتاب خفته ای بیدار نخواهد شد – یا ...

 

طلبه پایه یک(جانباز انفجار رهپوبان-12 روز در کما بود) : اگر از گناه ، مطهری ، رجائی هست که بهشتی شوی! اگر با هنر شهادت آشنائی، مفتح درهای بهشت خواهی شد.اگر باهمت ، تقوا پیشه کنی صیاد دلها میگردی . التماس دعا

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰