۵۷ مطلب با موضوع «روزانه ها» ثبت شده است

عکاسی از جوان نمونه سال

چندین سال پیش یکی از دوستان از طرف سازمان ملی جوانان به عنوان جوان نمونه کشوری معرفی شد.
قرار بود در تالار حافظ شیراز هدیه اش را بدهند، من هم رفتم، این رفیق ما دوربین دیجیتالش را که آنموقعها خیلی هم جا نیفتاده بود و امکاناتشان هم مثل الا نبود به ما سپرد تا وقتی روی سن جوان نمونه می شود عکسش را بگیریم.
ما جو خبرنگاری گرفتمان و مدتی قبل از رفتن رفیقمان روی سن چند عکسی از حواشی برنامه گرفتیم، وقتی دوستمان رو سن رفت برای گرفتن جایزه من هم شیر شدم و مثل عکاس های حرفه ای رفتم آن طرف سن با زاویه ای خوب که عکسش را بگیرم.
رفیقمان را صدا زدند و من زاویه را تنظیم کرده و آماده برای عکس گرفتن، آن مقام مسئول دست رفیقمان را گرفت و لوح را به دست او داد، ما هم که از قبل دوربین را تنظیم و با تمام فیزیک و متافیزیکمان روی کادر مذکور متمرکز بودیم دستما را روی کلید دوربین فشار دادیم.
فشار دادن همانا و خاموش شدن دوربین همان!
باطری تمام شده بود!
به همین راحتی!
رفیقمان آمد که عکسهایش را که وجود خارجی نداشت ببیند وقتی فهمید باطری اش تمام شده وا رفت و گفت: اشکالی نداره، بیخیال!
ولی من که می فهمیدم دارد توی دلش با همان تکیه کلامش می گوید: خو ریقو، من دوربینو ره دادم دست تو از من عکس بگیری ورداشتی ا در و دیوار عکس گرفتی.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

می خواهم...

ب...
سی سال و اندی عمر کرده ام تازه می خواهم
مکالمه عربی یاد بگیرم
مکالمه انگلیسی هم شاید بخواهم
قرآن را هم می خواهم حفظ کنم
بعد از مرگم اگر این مطلب را خواندید ببینید آیا می توان تازه از سی سالگی شروع کرد یا نه؟
ببینیم خواستن توانستن بوده یانه؟
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

آدمی که کتاب نمی خواند می گندد

من احمق را بگو چهار پنج سال آزگار به بهانه های واهی مثل بی پولی و اینکه کتاب می خرم نمی خوانم بد است و این حرفها درست و درمان کتاب نخوانده بودم. امسال (سال ما بچه مدرسه ای ها، سال تحصیلی است، از مهر تا مهر، پس هنوز امسال است، هر چند نمایشگاه هم  اردیبهشت است و اینبار امسال ما با امسال بقیه همخوانی دارد ولی حتما باید این نکته ی مهم را می گفتم) چه پرانتزی! می گفتم! امسال رفتم نمایشگاه کتاب و یک دل سیر کتاب خریدم، البته مثل آن سال که الکی رفتم نمایشگاه نشد، قبل از این که بروم نمایشگاه کتابهایم را انتخاب کردم و بعد رفتم مثل یک بچه ی خوب گشتم غرفه هایش را پیدا کردم و خریدم.
این که هی فرت و فرت دارم وبلاگم را به روز می کنم هم از عقده ی به روز نکردن طول سال به خاطر بهانه ی کاملا واهی (به وسواس املاء کلمات دچار  شده ام، همین الان رفتم املاء واهی را سرچ کردم درست باشد) درس خواندن هیچ نمی نوشتم.
الان بعد از این کتابهایی که خوانده ام احساس تحول می کنم، حتما وقت می گذارم و از آنها در اینجا هم می نویسم.
آدمی که کتاب نمی خواند می گندد مرداب می شود، تعفن می گیرد.

اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ  بخوان به نام پروردگارت که آفرید

...


اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ بخوان که پروردگارت از همه بزرگوارتر است.

الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ  همان کسی که به وسیله قلم تعلیم نمود.

عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ و به انسان آنچه را نمی‏دانست یاد داد.

 

 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

رفع خستگی، عصبانیت و ناراحتی با یک متن هلو

هیچ چیز حالم را مثل یک متن هلو خوب نمی کند. شده در اوج خستگی بدنی یک متن ادبی یا یک وبلاگ به روز شده و یا تکه ای از یک کتاب را خوانده ام و قبراق (حوصله چک کردن املایش را ندارم) سر حال آمده ام.

البته من که تاحالا اصلا با زنم دعوایم نشده (الکی)، در اوج عصبانیت دعوای زن و شوهری بیخودی باید بروی یک متن ادبی هلو بخوانی چنان آرامت می کند که میروی خودت به پاچه خواری میفتی و اگر حتی حق با تو باشد که محال است حق با مردها باشد، منت کشی می کنی و ماجرا را فیصله می دهی.

هیچ وقت یادم نمی رود، بعد از آخرین عمل جراحی پدرم، خیلی به او بد می گذشت، دچار انسداد روده شده بود، شکمش عین یک مشک پر، باد کرده بود. هر چه می خورد بالا می آورد، انرژی اش هم تحلیل رفته بود، وضعیت اسفناکی بود، نفهمیدیم چطور صبح شد، یکی از پرسنل بخش بیماری پدرم در بیمارستان اطلاعات خوبی در مورد اتفاقات بعد از آن عمل جراحی داشت، صبح قبل از شروع کارشان دم در اتاقش بودم، اما در کمال ناباوری پوستر همایش کشوری کلورکتال (بیماری پدرم) را دیدم که همان روز برگزار می شد و همه ی پرسنل مربوطه هم رفته بودند همایش برپا کنند.

مثل دیوانه ها دور خودم می چرخیدم، از همکارانش خواستم شماره موبایلش را بدهدند، ندادند، داشتم از دلهره و نگرانی بابا می مردم، اینقدر آشفته بودم که نگو و نپرس، رفتم داخل حیاط بیمارستان نمازی روی صندلی کنار درختان نشستم موبایلم را در آوردم و شروع کردم به تند تند قرآن خواندن، انگار آب ریخته باشند روی آتش، آرام شدم، حتی قرآن هم یک متن است، اما مقدس و آسمانی ترین متن، معجزه کرد.

اگر می خواهی بدانی بعدش چه شد و چه کردم، ماجرایش مفصل است. خودم دست به کار شدم و با یک ساعت اجیر کردن یک پرستار خانگی کار عجیب و غریبی انجام دادیم و مشکل بابا کمتر شد.


در عنوان بندی وبلاگم دچار مشکل شده ام، اگر می توانید عنوانی مرتبط تر برای خزعبلات من که از هر دری سخنی است پیدا کنید عاجزانه تقاضای کمک دارم.

موافقین ۲ مخالفین ۰

او یک فرشته بود

بعد از پخش مجدد سریال «او یک فرشته بود» از تلویزیون موج سئوالات ملت در مورد شیطان راه افتاده است و ما که طبق قانون نانوشته ی هر طلبه ای باید علامه دهر و همه چیز دان باشد گرفته اند به سئوالات عجیب و غریب: شیطان خیلیه یا یکیه؟ شیطان می تونه مثل آدم دربیاد؟ اگه شیطان از جن هست اجنه شیطان رو میبینن؟ پیغمبر فرشته رو میدید؟ اگه شیطون نبود خدا چه جوری آدم رو امتحان می کرد؟

خلاصه باید بگم یه دوره پاسخ به شبهات صداوسیما توی حوزه قم پیدا کنن. 

فیلم «او یک فرشته بود» داستان مردی است که بوسیله شیطان وسوسه شده و به اختلافات خانوادگی دامن می زند و یک زن به نام فرشته که همان شیطان است به او نزدیک شده و قول ازدواج به او می دهد در پایان یک با راهنماییهای یک روحانی از این منجلاب بیرون می آید.


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

25دقیقه آخر

انگار بیست و پنج دقیقه تا آخر عمرم باقی است
بیست و پنج دقیقه دیگر از حرم میروم
این بیست و پنج دقیقه چه کنم؟
مگر در بیست و پنج دقیقه آدم چه می تواند بکند؟
بیست و پنج دقیقه بنشینم غصه ی بست و پنج دقیقه ی آخرین زیارت را بخورم؟
نه! بیست و پنج دقیقه می گویم حسین حسین حسین...
تا اینجایش را داخل حرم نوشتم
بعد راه افتادم دنبال صدای حسین حسین، اول رفتم رواق دارالهدایه
بعد هم داخل صحنه انقلاب یکی داشت بلند بلند برای خودش و چند نفر دیگر روضه می خواند
رفتم آنجا هم نشستم و گفتم حسین حسین حسین
اصلا باید این گونه زیست
بگردیم کجا می گویند حسین حسین
برویم آنجا بنشینیم بگوییم حسین حسین حسین
از کجا معلوم بیست و پنج دقیقه آخر عمرمان نباشد؟!

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰

ماندگاری بنرهای شهادت و عزا در ایام ولادت و شادی

آشفتگی بصری شهر در مناسبتهای مختلف؛

ماندگاری بنرهای شهادت و عزا در ایام ولادت و شادی

بسم الله الرحمن الرحیم

از مسیر خیابان قاآنی در حال رانندگی ام و امروز را روز ازدواج نامیده اند ، بعضی هم آن را ولتاین ایرانی می دانند و برخی هم روز عشق هنوز به دروازه کازرون نرسیده ام که بنر مراسم شهادت امام جواد«ع» توجه ام را جلب می کند ، پس از خرید و در راه بازگشت هم از این دست بنرها کم نیست.

شبیه این اتفاق را در دیگر مناسبتها هم دیده ام ، مثل میلاد حضرت زهرا«س» که هنوز بنرها و پرچم های مشکی پوش فاطمیه را جمع نکرده اند. یادم به حدیثی می افتد که می فرماید شیعیان ما در شادیهای ما شاد و در ناراحتی های ما ناراحتند ، و به این می اندیشم که آیا همانقدر که زدن بنرهای عزاداری و دعوت به مراسم برایمان مهم است آیا جمع آوری سریع آن نیز...؟!!! نکند در یحزنون بحزننا غش کرده ایم؟! و به راستی متصدی کیست؟ مسئولین هیئات ، سازمان تبلیغات ، معاونت فرهنگی شهرداری یا همه ؟ یا ...؟

از آن گذشته، آیا به این نیاندیشیده ایم که حتما باید مراسمی باشد تا ما بنری را در سطح شهر نصب کنیم؟ ، چرا نباید در مناسبتی مثل همین سالروز ازدواج حضرت علی «ع» و حضرت زهرا«س» با یک بیلبورد پیام زیبایی را در مورد زندگی مشترک به مردمی که معلوم نیست سالی یک بار حدیثی بخوانند منتقل کنیم؟

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که تبلیغات محیطی را از سایر انواع تبلیغات متمایز می‌کند، قرار گرفتن آنها در مقابل کسانی است که در حال حرکت هستند و از یک محیط عبور می‌کنند. بر همین اساس نوع طراحی بیلبوردها تفاوت دارد.

سرعت انتقال پیام در این تبلیغات حرف اول را می‌زند. پیام باید سریع به مخاطب منتقل شود. این مسأله در هنگام ساخت تبلیغ برای مخاطبانی که در اتوبان‌ها یا خیابان‌ها در حال حرکت هستند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

نمونه های خوبی از این دست فعالیت هیئت های مذهبی در سطح کشور وجود دارد که به خوبی می توان از آن الگو گرفت ، چه نیکوست که متصدیان امر با دعوت از این افراد و برگزاری جلساتی آموزشی ذهن طراحان بیلبوردها و بنرهای مذهبی را با انتقال پیام هنرمندانه آشنا کنند.

سیدعلی علوی

انتها/

موافقین ۰ مخالفین ۰

گلچین سینه زنی محرم دهه 80

گلچینی از سینه زنی های محرم دهه 80 که در مطلب قبل ذکر آن گفته رفت و صوتهای تفصیلی آن موجود است ، اینجا میگذارم ، تجدید خاطره ای است حداقل برای مداحان و سینه زنان آن مراسم ها یا برای استفاده در ماشین یا موبایل.

(برای دانلود روی عنوان کلیک کنید)

عجب رسمیه رسم زمونه - سیدعدنان علوی

امان از دل زینب - سیدعدنان علوی

امشب شب تاسوعاست ویلی واویلا - سبک بهبهانی

ای حسین جان ما به قربانت - سیدعدنان علوی

غم عشقت بیابون پرورم کرد - سبک دشتی - سیدعدنان علوی

جان قاسم عمو بادا فدایت - سیدعدنان علوی

حرم آل عبا - سبک بهبهانی

حسین جانم - سیدعدنان علوی

کربلا یعنی هزاران سال عشق - سیدعدنان علوی

بنشین تا به تو گویم زینب - سید محمد هاشمی

منم زنیب... - سیدعدنان علوی

نوحه خوانی سبک بهبهانی

نوا - روی نیازم کجاست... - سیدعدنان علوی

سینه زنی سنگین - سبک بهبهانی

شیعه باز است غم - سبک بهبهانی

تموم زندگیم مال حسینه - سید رضا و سید عدنان علوی

سینه زنی واحد

یا ولدی یا علی اکبر - سبک بهبهانی

ترکیب بند عاشورایی - سید علی هاشمی

موافقین ۱ مخالفین ۰

صوت مراسم خانه ی پدری - دهه هشتاد

اوایل دهه هشتاد و مراسمهای دهه ی اول محرم که در خانه ی پدر برگزار می شد را نمی توان و نباید از یاد برد. مدتی پیش که در وسایل قدیمی ام در خانه ی پدری سیر میکردم به نوارهای کاست آن مراسم ها برخوردم. این روزها که فراغ بالی ایجاد شده بود و انگیزه ای همه ی نوارها را به فایل صوتی تبدیل کردم و دسته بندی شده اینجا قرار می دهم. (برای راحت شدن دانلود فایل ها هم فایل صوت کامل جلسه و هم به صورت تفکیک شده را قرار دادم)«برای دانلود روی عنوان کلیک کنید».

مراسم شب چهارم محرم 81

صوت کامل (شامل سخنرانی و مداحی)
سخنرانی و ذکر مصیبت سیدحسین حقایقی
مداحی محسن اللهیاری

مراسم شب پنجم محرم 81
صوت کامل (شامل سخنرانی ، روضه و مداحی و زیارت وارث)
سخنرانی و ذکر مصیبت سید حسین حقایقی
روضه و مداحی سید عدنان علوی
زیارت وارث - سید عدنان علوی

مراسم شب ششم محرم 81
صوت کامل (شامل سخنرانی ، مداحی و زیارت وارث)
سخنرانی و ذکر مصیبت سید حسین حقایقی
روضه و زیارت وارث سید جلیل احمدی
مداحی و سینه زنی سید عدنان علوی

مراسم شب هفتم محرم 81
صوت کامل (شامل سخنرانی ، روضه ، مداحی و زیارت وارث)
سخنرانی و ذکر مصیبت سید حسین حقایقی
روضه ، مداحی و سینه زنی سید عدنان علوی
زیارت وارث سید عدنان علوی

مراسم شب هشتم محرم 81
سخنرانی سید حسین حقایقی (متاسفانه بقیه ی مراسم ضبط نشده است)

مراسم شب هشتم محرم 84
صوت کامل (متن ادبی ، دعای کمیل و سخنرانی)
خواندن متن ادبی در رثای ابالفضل العباس«ع» سید محمد علوی
دعای کمیل - سید محمد علوی و سید محمد احمدی*2
بخشی از سخنرانی مرحوم سید محمود اسدی(متاسفانه بقیه سخنرانی ضبط نشده است)

مراسم شهادت طفلان زینب «س» محرم 81
صوت کامل مراسم
سخنرانی و ذکر مصیبت سید حسین حقایقی
روضه سید محمد احمدی
روضه سید عدنان علوی
سینه زنی - سید عدنان علوی - سید محمد احمدی - ناشناس(سبک بهبهانی)

مراسم شهادت حضرت قاسم«ع»
صوت کامل مراسم
سخنرانی و ذکر مصیبت سید حسین حقایقی
روضه سید عدنان علوی
سینه زنی - سید عدنان علوی ، ناشناس(سبک بهبهانی) ، سیدعلی علوی ، وحید

مراسم شهادت حضرت ابالفضل«ع»
سخنرانی و ذکر مصیبت سید حسین حقایقی (متاسفانه بقیه مراسم ضب نشده است)

مراسم شب تاسوعا (حضرت علی اکبر«ع»)
صوت کامل مراسم
سخنرانی سید حسین حقایقی
روضه سید عدنان علوی
شعر تعزیه علی اکبر «ع» - سید عبدالحسین احمدی
سینه زنی : سیدعدنان علوی - سید محمد هاشمی - ناشناس(سبک بهبهانی) سیدعلی علوی - وحید

مراسم شب عاشورا
صوت کامل
شعرخوانی در رثای اباعبدالله«ع» - علی اللهیاری
ذکر اعمال شب عاشورا و پاسخ به شبهه - سیدعبدالحسین احمدی
ذکر مصیبت سید حسین حقایقی به همراه قرائت قرآن و اذان سوزناک سیدعلی هاشمی
روضه سید عدنان علوی و سیدحسین حقایقی
روضه سیدعدنان علوی
ترکیب بند عاشورایی سوزناک - سیدعلی هاشمی
سینه زنی کوتاه - سیدعدنان علوی

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰

رمضان وراوی

بسم الله

طاعات و عبادات قبول باشه.

مدتی را به خاطر تشییع و تدفین عزیزمان سیدحسن حقایقی (خدایش بیامرزد) و مدتی را به خاطر امتحان و مدتی را هم از درد جراحی دندان کلا از اینترنت دور بودم.

بعد از حصول اندکی بهبودی دندانی که الان دیگر وجود ندارد ، آمدیم وراوی.

این مطلب را می گذارم برای نگاشتن مطالبی از رمضان در وراوی. 

وراوی خانه ی پدرعیال مقیم ام. وراوی از نظر تقسیمات کشوری بخشی است از توابع شهرستان مهر استان فارس.

هر چند سحرهای شاهچراغ لذتی غیرقابل وصف داشت اما این هم سرنوشتی است برای خودش.

رسانه محلی

اینجا زمان باقیمانده تا اذان صبح را از بلندگوی مسجد اعلام می کنند ، نه از رادیو و تلوزیون ، افق خودش را دارد. البته اگر صدای کولرهای گازی بگذارد صدای بلندگوی مسجد به گوش برسد.

اذان مغرب را هم چنین.

دیروز قبل از اذان مغرب در مسجد جامع بودم. ساعت زمان اذان مغرب را نشان می داد اما موذن احتیاط می کرد. ملت هم داد و هواری به سرش راه انداخته بودند که مگر اذان نشده ؟ چرا اذان نمی گویی؟

انگار افطار فقط با ذکر اذان موذن ممکن می شد.

اینجا از فرط گرمی هوا هنگام افطار در مسجد ظروف آب معدنی و لیوان یکبار مصرف میان صفوف نماز جماعت می گذارند.  ملت هم یک لیوان آب می ریزند و منتظر شنیدن صدای اذان.

اما مسجد کار کردهای دیگر هم دارد ، مثلا آن شب وقتی از مسجد به سمت خانه راه  افتادم شنیدم که میگویند امشب ساعت فلان اختتامیه مسابقات فوتسال فلان برگزار می گردد. از مردم محترم جهت شرکت در این مراسم که در سالن وراوی برگزار میگردد دعوت به عمل می آید.(خدا خیر بدهد به احمدی نژاد بابت ساختن این سالنهای جمع و جور در روستاها و بخش ها).

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰